نماز در همه ادیان بوده است

Prayer

قبل از حضرت محمد صلّى اللّه علیه و آله در آئین حضرت عیسى هم نماز بوده که قرآن از زبان او نقل مى کند که خداوند مرا به نماز سفارش کرده است : ((واوصانى بالصلوه ))(۱) وقبل از او موسى بوده که خداوند به او خطاب مى کند: ((اقم الصلوه لذکرى ))(۲) و قبل از موسى پدر زن او حضرت شعیب بوده که نماز داشته است : ((یا شعیب اصلاتک تاءمرک ))(۳) و قبل از همه آنها ابراهیم بوده که از خداوند براى خود و ذریّه اش توفیق اقامه نماز را مى خواند:((ربّ اجعلنى مقیم الصلوه و من ذریّتى ))(۴) و این لقمان است که به فرزندش مى گوید:
((یا بنىّ اقم الصلوه و اءمربالمعروف و انه عن المنکر))(۵)
پسر من نماز را بپا دار و امر به معروف و نهى از منکر کن .
جالب آن است که معمولا در کنار نماز سفارش به زکات مى شود ولى از آنجا که نوجوان معمولا پول ندارد، در این آیه در کنار نماز به جاى زکات به امر به معروف ونهى ازمنکر سفارش شده است .
هیچ عبادتى به اندازه نماز تبلیغات ندارد
در هر شبانه روز پنج نماز واجب داریم ودر هرنمازى سفارش به اذان واقامه شده است . در این دو نداى آسمانى جمعا:
بیست مرتبه ((حىّ على الصلوه ))
بیست مرتبه ((حىّ على الفلاح ))
بیست مرتبه ((حىّ على خیرالعمل ))
و ده مرتبه ((قد قامت الصّلوه )) مى گوئیم .
با توجّه به اینکه مراد از ((فلاح )) و ((خیرالعمل )) در اذان همان نماز است ، هر مسلمانى در هر شبانه روز هفتاد مرتبه با کلمه ((حىّ)) به خود و دیگران ، تلقین شتاب به سوى نماز مى کند و براى انجام هیچ عبادتى این همه هیاهو و تشویق وارد نشده است . به خصوص که سفارش ‍ شده اذان را بلند بگوئید و با صداى زیبا بگوئید.
اذان ، شکستن سکوت است ، اذان ، یک دوره ایدئولوژى و تفکّرات ناب اسلامى است ،
اذان ، سرود مذهبى است با عباراتى کوتاه و پرمحتوا،
اذان ، هشدار به غافلان است ، اذان ، نشانه باز بودن جوّ مذهبى است و اذان ، نشانه حیات معنوى است .
نماز در راءس همه عبادات است
در ایام ویژه مثل شب قدر، اعیاد اسلامى ، و هر شب و روزى که داراى فضلیت و ارزشى است و براى آن دعا و مراسمى مخصوص وارد شده است ، مثل شب مبعث ، شب میلاد پیامبر، شب جمعه ، معمولا نمازهاى مخصوصى هم وارد شده است . شاید نتوان ایّام مقدّسى را پیدا کرد که در آن برنامه نماز نباشد.
نماز پر تنوّع ترین عبادت است
اگر جهاد وحج چند نوع است ، ولى نماز صدها نوع است .
با یک نگاه ساده به کتاب مفاتیح الجنان علاّمه محدّث حاج شیخ عباس قمى ، مى توان انواع نمازهاى مستحبّى را که براى مکان و زمان هاى خاص وارد شده است ، مرور نمود که البتّه در یک کتاب مستقل به نام ((نمازهاى مستحبّى ))جمع آورى و عرضه گردیده است .
نماز و هجرت
حضرت ابراهیم مى گوید:
خداوندا! ذریّه خودم را در منطقه خشک و بى آب و گیاه قرار دادم ، پروردگارا! براى اقامه نماز٫ (( ربّنا انّى اسکنت من ذریّتى بواد غیر ذى زرع ربّنا لیقیمواالصلوه ))(۶)
آرى ، ابراهیم براى اقامه نماز به مکه آمد، تا کعبه را به عنوان قبله نمازگزاران تجدید بنا کند، و سپس مردم را به حج دعوت نمود، گویا نماز به سوى کعبه ، بیش از طواف به دور کعبه ، در نظر ابراهیم جلوه کرده است !
ترک جلسه به خاطر نماز
یکى از ادیانى که نامشان در قرآن آمده ، ((صابئین )) هستند که به حضرت یحیى گرایش دارند وبراى ستارگان تاءثیرى قائلند. نماز و مراسم ویژه اى دارند و هنوز در خوزستان گروهى از آنان هستند.
این فرقه ، رهبرى دانشمند ولى مغرور داشتند که بارها با امام رضا علیه السّلام گفتگو کرد، ولى زیر بار نمى رفت .
در یکى از جلسات ، امام رضا علیه السّلام استدلالى کرد که او تسلیم شد و گفت : اکنون روح من نرم شده حاضرم مکتب تو را بپذیرم ، ناگهان صداى اذان بلند شد، امام رضا علیه السّلام جلسه را ترک کرد، مردم گفتند: فرصت حساسى است ، چنین فرصتى پیش نمى آید، امام فرمود: اوّل نماز!
او که این تعهّد را از امام دید، علاقه اش بیشتر شد. بعد از نماز گفتگویش را تکمیل کرد و ایمان آورد.(۷)
نماز اوّل وقت وسط جنگ
ابن عباس مى دید که حضرت على علیه السّلام گاهى در وسط جنگ به آسمان نگاه مى کند.
جلو آمد و پرسید: چرا به آسمان نگاه مى کنید؟
حضرت فرمود: براى اینکه نماز اوّل وقت از دستم نرود.
گفت : الا ن شما در حال جنگ هستید. حضرت فرمود:
از نماز اوّل وقت نباید غفلت شود، حتّى در میدان جنگ .(۸)
آنجا که خواب از مناجات بهتر است
روزى رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله نماز صبح را با جماعت خواندند، ولى دیدند امروز على علیه السّلام به مسجد نیامده است . حضرت ، در خانه على رفتند و پرسیدند چرا او در جماعت شرکت نکرده است ؟!
فاطمه علیها السّلام گفت : على دیشب تا صبح مناجات داشت و صبح از خستگى نمازش را در منزل خواند.
حضرت فرمود: به او بگوئید به جاى مناجات طولانى مقدارى بخوابد ولى نماز جماعت صبح را از دست ندهد.
آرى ، خوابى که مقدّمه جماعت باشد، بهتر از مناجاتى است که حال جماعت را از بین ببرد.
نماز در جلو چشم مردم نه در خفا
امام حسین علیه السّلام روز دوّم محرم وارد کربلا و روز دهم شهید شد. بنابراین مدّت اقامت حضرت هشت روز بود و مسافرى که کمتر از ده روز بماند نمازش شکسته است .
نماز دو رکعتى دو دقیقه بیشتر طول نمى کشد، به خصوص در هنگام خطر، امام حسین علیه السّلام نیز روز عاشورا بارها به خیمه ها رفت و آمد داشت و مى توانست نماز ظهرش را در خیمه بخواند، ولى بنا داشت در معرکه بخواند. دو نفر از یارانش جلو نماز حضرت ایستادند و سى تیر را به جان خریدند، ولى نماز آشکارا برگزار شد نه در خیمه .
آرى ، به صحنه کشاندن نماز یک ارزش است . نباید در هتل ها، شرکت ها، پارک ها، فرودگاه ها، خیابان ها و رستوران ها، نمازخانه در گوشه باشد، بلکه باید در بهترین مکان و در جلو چشم دیگران نماز اقامه شود، زیرا هر چه از جلوه دین کم شود، به جلوه فساد اضافه خواهد شد.
اگر کاسب ها اوّل وقت کنار مغازه خود اذان بگویند، مشتریان بد حجاب ، خودشان را جمع تر خواهند کرد.
بانى ، معمار ومهندس مسجد باید اهل نمازباشد
در آیه هیجده سوره توبه مى خوانیم : ((انّما یعمر مساجد اللّه من آمن باللّه والیوم الاخر و اقام الصلوه )) فقط کسانى حقّ تعمیر و آباد کردن مساجد را دارند که علاوه بر داشتن ایمان به خدا و روز جزا، اهل اقامه نماز باشند.
نااهلان حقّ تعمیر مساجد را ندارند، زیرا تعمیر مسجد یک عنوان مقدّس است .
در حدیث مى خوانیم : اگر ظالمى مسجد مى سازد شما به او کمک نکنید.
تحریم شراب و قمار به خاطر حفظ نماز است
با اینکه شراب و قمار مفاسد جسمى ، روحى و اجتماعى فراوانى بدنبال دارد، امّا قرآن درباره آثار این دو مى فرماید:
(( و یصدّکم عن ذکراللّه و عن الصلوه ))(۹) اینها میان شما کینه ایجاد مى کند و شما را از یاد خداوند و نماز باز مى دارد.
در این آیه از میان دهها خطر و ضررى که شراب دارد، روى ضرر اجتماعى ومعنوى آن تکیه شده است . ضرر اجتماعى پیدا شدن کینه وضرر معنوى غفلت از یاد خدا و نماز٫
توجّه به نماز فرزندان و ذرّیه
قرآن ، دعاهاى بسیارى را از حضرت ابراهیم نقل نموده است . امّا تنها در دو مورد، آن حضرت براى نسل و ذرّیه اش دعا نموده است ، یکى رهبرى امّت و دیگرى اقامه نماز، که مى فرماید: (( ربّ اجعلنى مقیم الصلوه و من ذریّتى ))(۱۰)
پروردگارا! من و ذریّه ام را از به پا دارندگان نماز قرار ده .
جالب این است که حضرت تنها به دعا قناعت نکرد و براى رسیدن به این آرزو قیام و هجرت کرد، آوارگى هائى را به جان خرید تا نماز را به پا داشت .
اوّلین وظیفه حکومت اسلامى اقامه نماز است
(( الّذین ان مکنّاهم فى الارض اقاموا الصلوه ))(۱۱)
مسلمانان ، آنانند که چون قدرت را بدست گیرند اوّلین کارشان اقامه نماز است .
خدا نکند فکر مدیرعامل ما فقط به سوددهى کارخانه و فکر دانشگاه ما پرورش متخصصّ وفکر دولت ما فقط تولید وتوزیع باشد، که اوّلین وظیفه مسئولان حکومت اسلامى اقامه نماز است ، هم با شرکت خودشان و هم با تشویق همه جانبه مردم .
نماز تعطیلى ندارد
(( و اوصانى بالصلوه والزکاه ما دمت حیّا))(۱۲)
هر یک از دستورات اسلامى ممکن است به دلیلى تعطیل شود. مثلا جهاد براى بیمار و نابینا واجب نیست ، روزه بر مریض واجب نیست ، خمس و زکات و حج ، بر طبقه محروم واجب نیست ، امّا تنها عبادتى که بر همه افراد و اقشار جامعه از مرد و زن ، فقیر و غنى ، سالم و بیمار واجب است ، نماز است که تا لحظه مرگ حتّى یک روز قابل تعطیل شدن نیست . (گرچه براى زن ها در هر ماه برنامه خاصّى وجود دارد)
نماز همراه با مردم دارى
(( قولوا للناس حسنا و اقیموا الصلوه ))(۱۳)
با مردم خوب سخن بگویید و نماز را به پا دارید.
با سخن و برخورد خوب مى توانیم عملا نماز را تبلیغ کنیم و بدانیم کسانى که با اخلاق و سیره پیامبر صلّى اللّه علیه و آله مسلمان شده اند بیش از کسانى هستند که با استدلال عقلى مسلمان شده اند.
حتّى با کفّارى که انسان جدال و بحث مى کند، باید به طور نیکو جدال کند، یعنى اوّل خوبى هاى آنان را بپذیرد و بعد نقطه نظرات خود را بیان کند.
نماز، اوّلین واجب بعد از ایمان به خدا
((الّذین یؤ منون بالغیب و یقیمون الصلوه ))(۱۴)
در ابتداى قرآن و آغاز سوره بقره ، بعد از ایمان به غیب که شامل ایمان به خداوند و معاد و فرشتگان است ، اوّلین اصل عملى که مورد توجّه قرار گرفته ، مسئله اقامه نماز است .
نماز، مقدّم بر کسب و کار
((رجال لا تلهیهم تجاره ولا بیع عن ذکر اللّه ))(۱۵)
قرآن از کسانى که هنگام اذان ، کار و کسب را رها مى کنند ستایش کرده است .
به خصوص در روز جمعه سفارش شده که معامله را رها کنید: ((و ذرواالبیع )) وپس از پایان نماز جمعه ، به سراغ کار و درآمد بروید: ((فانتشروا فى الارض وابتغوا من فضل اللّه ))(۱۶)
رئیس جمهور شهید ایران مرحوم رجائى مى فرمود: به نماز نگوئید کار دارم ، به کار بگوئید نماز دارم .
مردم و نماز
با همه اهمیّتى که نماز در نزد خداوند و اولیا دارد، امّا برخورد مردم با آن متفاوت است :
الف : عدّه اى ایمان ندارند ونماز نمى خوانند: ((فلا صدّق و لاصلّى ))(۱۷)
ب : عدّه اى مانع نماز دیگران مى شوند: ((ارایت الذى ینهى عبدا اذا صلّى ))(۱۸)
در شاءن نزول آیه آمده است که ابوجهل تصمیم گرفت هنگامى که پیامبر براى نماز به سجده مى رود با لگد، گردن حضرت را در هم بشکند. مردم او را دیدند که رفت ولى منصرف شد. گفتند: چرا چنین نکردى ؟!
گفت : چون خواستم چنین کنم ، خندقى از آتش دیدم که در پیش روى من شعله ور شد.(۱۹)
ج : عدّه اى نماز را مسخره مى کنند: ((و اذا نادیتم الى الصلوه اتخذوها هزوا))(۲۰)
د: عدّه اى بى نشاط نماز مى خوانند: ((واذا قاموا الى الصلوه قاموا کُسالى ))(۲۱)
ه‍ : عدّه اى گاهى مى خوانند و گاهى نمى خوانند: ((فویل للمصلّین الّذینهم عن صلوتهم ساهون ))(۲۲)
و: عدّه اى به خاطر رسیدن به دنیا، از نماز کم مى گذارند: ((و اذا راءوا تجاره او لهوا انفضّوا الیها و ترکوک قائما))(۲۳)هرگاه لهو و تجارتى دیدند به سوى آن روانه شده و تو را در حالى که به خواندن خطبه نماز ایستاده اى وامى گذارند.
این آیه اشاره به ماجرائى است که پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله مشغول خواندن خطبه هاى نماز جمعه بود که کاروانى تازه وارد، براى فروش اجناس خود شروع به طبل زدن کردند. مردم از پاى سخن پیامبر بلند شده و به سراغ تجارت و معامله رفتند و حضرت را تنها گذاشتند.
نذر براى نماز
بعضى فرزند خود را نذر خدمت در مسجد مى کنند. مادر مریم گفت : ((نَذرتُ لک ما فى بَطنى مُحرّرا))(۲۴)
خدایا! من نذر کردم که فرزندم را براى خدمت در بیت المقدّس از هر کار معاف و آزادش کنم تا با فراغت کامل در بیت المقدّس خادم باشد. لکن همین که فرزند متولّد شد و دید دختر است ، گفت : خدایا! من دختر آوردم و دختر نمى تواند مثل پسر به راحتى خادم باشد. ولى به هر حال به نذرش عمل کرد، و مریم خادم مسجد شد.
توجّه به نماز در خانواده
((وامر اهلک بالصلوه واصطبر علیها))(۲۵)
اوّلین مسئولیّت انسان بعد از خودش ، خانواده اوست ، ولى از آنجا که همسر وفرزند انسان گاهى سرسختى نشان مى دهند، انسان باید استقامت کند وبه شیوه هاى مختلف آنان را به سوى دین و نماز دعوت کند، نه آنکه اگر چند بار گفت و اثر نکرد آنان را رها کند.
نماز در حکومت علوى
حضرت على علیه السّلام به مالک اشتر مى فرماید: ((واجعل افضل اوقاتک للصلوه ))(۲۶) بهترین وقت خودت را براى نماز قرار بده .
و بدان ارزش تمام کارهاى تو تابع نماز تو است :
((واعلم انّ جمیع اعمالک تبع لصلوتک ))
دعوت عملى به نماز
امر به معروف و دعوت به سوى حقّ، یکى از وظایف هر مسلمانى است و نماز بهترین معروف و کار نیک است .
این دعوت ، هم با زبان مى شود و هم با عمل . اگر چهره هاى بارز در صف اوّل قرار گیرند، اگر مردم هنگام رفتن به مسجد لباس خوب و بوى خوش مصرف کنند و اگر نماز، ساده و سریع برگزار شود، این خود یک تشویق عملى براى اقامه نماز است .
اگر مثل ابراهیم علیه السّلام و اسماعیل علیه السّلام براى نمازگزاران خانه خدا را تطهیر مى کنند، پس باید بدانیم که اگر شخصیّت هاى مهم ، مسئول اقامه نماز باشند در دعوت مردم بسیار مؤ ثّر است .
نماز، جهاد، شهادت
بعضى براى اقامه نماز کتک ها خوردند، مثل انقلابیون در زندان شاه و اسرا.
بعضى تیر خوردند مثل زُهیر که روزعاشورا جلو امام حسین ایستاد تا امام نمازش را بخواند.
بعضى در راه نماز شهید شدند، مثل شهداى محراب : آیه اللّه اشرفى اصفهانى ، دستغیب ، صدوقى ، مدنى و قاضى طباطبائى .
وبعضى در حال نماز شهید شدند مثل على بن ابیطالب علیهما السّلام .
ترک نماز و دوزخ
در قیامت بارها میان اهل بهشت و اهل دوزخ گفتگو رخ مى دهد که قرآن برخى از آنها را بیان فرموده است . در یکى از آن صحنه ها، اهل بهشت از مجرمان مى پرسند: چه عاملى شما را به دوزخ روانه کرد؟ آنها چهار عامل را مى شمرند، که اوّلین آنها پایبند نبودن به نماز است : ((لم نک من المصلّین ))(۲۷)
نماز، کلید قبولى تمام عبادات
در اهمیّت نماز، همین بس که در روایات مى خوانیم : اگر نماز، قبول شود، عبادات دیگر هم قبول مى شود، ولى اگر نماز مردود شود، کارهاى دیگر هم ردّ خواهد شد.(۲۸)
پیوند پذیرش عبادات دیگر به قبولى نماز، نقش کلیدى آن را نشان مى دهد.
مثل آنکه اگر پلیس ، از شما گواهینامه رانندگى بخواهد، شما هر مدرک و کارت شناسایى معتبر دیگرى هم ارائه دهید، پذیرفته نیست . مجوّز رانندگى ، داشتن گواهینامه است ، و بدون آن ، تمام مدارک ، بى اثر خواهد بود.
در قیامت نیز مجوّز عبور از صراط، اقامه نماز است وبدون آن هیچ عبادتى قبول نمى شود.
نماز، اوّلین کلام و آخرین وصیّت
در بعضى روایات مى خوانیم که نماز، هم اوّلین سفارش انبیا بوده (۲۹) و هم آخرین وصیّت اولیا.(۳۰)
در تاریخ زندگى امام صادق آمده است که حضرت در آخرین لحظه هاى عمر مبارک خود چشم باز کرده و فرمود: تمام بستگانم را جمع کنید و سپس فرمود:
شفاعت ما شامل کسانى که نسبت به نماز سهل انگارى کنند نخواهد شد.(۳۱)
نماز، وسیله آزمایش خود
در حدیث مى خوانیم که هر کس مى خواهد بداند مقام و ارزش او نزد خداوند چگونه است ، ببیند که خداوند نزد او چه مقامى دارد.(۳۲) اگر اذان نماز نزد تو بزرگ و محترم بود، تو نیز نزد خداوند احترام دارى و اگر نسبت به انجام فرمان او بى تفاوت بودى ، مقام و ارزشى نزد او ندارى و همچنین اگر نماز ترا از فساد و فحشا بازداشت نشانه تاءثیر و قبولى نماز است .
نماز اوّلین سؤ ال در قیامت
در حدیث مى خوانیم اوّلین چیزى که در قیامت مورد سؤ ال و حساب قرار مى گیرد نماز است .(۳۳)
آرى ، اوّلین واجب بر هر مکلّفى قبل از روزه و خمس و زکات و حج و… نماز است و طبیعى است که در قیامت نیز در اوّلین فرصت ، از اوّلین تکلیف سؤ ال شود.
نماز یاد خداست
خداوند به حضرت موسى مى فرماید: ((اقم الصلوه لذکرى ))(۳۴) براى یاد من نماز به پا دار.
نماز، ذکرى است زبانى وقلبى ، با روشى مخصوص و شیوه اى ابتکارى که اعضاى بدن از موى سر تا نوک پا در آن نقش دارند. هنگام وضو، هم روى سر را مسح مى کنیم و هم روى پا را، هنگام سجده هم پیشانى بر زمین نهاده مى شود هم انگشت پا، در طول نماز هم زبان ذکر او مى گوید هم دل به یاد اوست . چشم ها باید خاشع باشد، کمر در رکوع خم شود، دست ها هنگام گفتن ((اللّه اکبر)) بالا بیاید، گردن ، صاف ودر رکوع کشیده شود، به هر حال در نماز همه اعضا به نحوى در خدمت یاد خدا هستند.
نماز و تشکّر
یکى از اسرار نماز، تشکّر از ولى نعمت است ، قرآن مى فرماید: ((واعبدوا ربّکم الّذى خلقکم والّذین من قبلکم ))(۳۵)
عبادت کنید پروردگارى را که شما و نیاکان شما را آفرید، هستى شما و همه از اوست .
در سوره کوثر مى خوانیم : ((انّا اعطیناک الکوثر فصلّ)) ما به تو ((کوثر)) دادیم ، خیر زیاد عطا کردیم پس نماز بخوان . یعنى به شکرانه عطایاى ما نماز به پا دار.
نماز بهترین نوع شکرگزارى است که شیوه آن را خداوند بیان فرموده و تمام انبیا و اولیا هم آن شیوه را به کار بسته اند. نماز تشکّرى است عملى ، زبانى ، دائمى و سازنده .
نماز و قیامت
مردم نسبت به رستاخیز و معاد، چند دسته هستند:
۱- گروهى به قیامت شک دارند: ((ان کنتم فى ریب من البعث ))(۳۶)
۲- گروهى به قیامت گمان دارند: ((یظنّون انّهم ملاقوا اللّه ))(۳۷)
۳- گروهى به قیامت یقین دارند: ((و بالاخره هم یوقنون ))(۳۸)
۴- گروهى منکر قیامت هستند: ((و کنا نکذب بیوم الدّین ))(۳۹)
۵ – گروهى ایمان دارند ولى فراموش مى کنند: ((نسوا یوم الحساب ))(۴۰)
قرآن براى رفع شک استدلال کرده و از مؤ منین وگمان دارندگان ستایش کرده است و از منکران ، برهان خواسته که دلیل انکار شما چیست ؟ و براى گروه پنجم دائما تذکّراتى داده که انسان فراموش نکند.
نماز، هم شک زدایى مى کند و هم غفلت ها را به ((یاد)) تبدیل مى سازد. در نماز با گفتن ((مالک یوم الدّین )) در هر شبانه روز حداقل ده بار، انسان مسئله قیامت را به خود تلقین مى کند و تذکّر مى دهد.
نماز و راه یابى
ما در هر نماز با گفتن ((اهدنا الصرط المستقیم )) از خداوند راه مستقیم را مى خواهیم .
انسان هر لحظه فکر تازه اى دارد، دوستان و دشمنان ، نزدیکان و بیگانگان ، طاغوت ها و وسوسه گران وشیاطین نیز با تلقین و تشویق و تهدید و تبلیغ ، براى انسان طرح هائى را دارند و برنامه ریزى هائى مى کنند که انسان جز با امداد الهى هرگز نمى تواند در میان این همه راه که از هوسها مایه مى گیرد، نجات یابد و راه مستقیم را بپیماید.
((اهدنا الصراط المستقیم )) ، را مستقیم :
راه خدا و اولیاى خداست .
راهى است که از هرگونه خطا و انحراف دور است .
راهى است که ترسیم کننده آن مرا دوست دارد و نیازم را مى داند.
راهى است که به بهشت منتهى مى شود.
راهى است که با فطرت سالم هماهنگ است .
راهى است که اگر در آن راه بمیرم شهید محسوب مى شوم .
راهى است که از عالم بالا و بالاتر از علم ماست .
راهى است که انسان در آن دچار شک وپشیمانى نمى شود.
راهى است از همه راه ها صاف تر، نزدیک تر و روشن تر.
وبالاخره راه مستقیم ، راه انبیا، شهدا، صالحان وصدیّقین است .
اینها نشانه هاى راه حقّ ومستقیم است که شناخت آن مشکل و دقیق است وحرکت وپایدارى در آن نیاز به امداد الهى دارد.
نماز، جنگ با شیطان است
همه ما با کلمه محراب آشنا هستیم ، این کلمه در قرآن نیز درباره محلّ نماز زکریّا علیه السّلام آمده است . (( هو قائم یصلّى فى المحراب ))(۴۱)
محراب در لغت یعنى محلّ حرب وجنگ ، پس نماز وحضور در محرابِ عبادت ، قیام براى جنگ با ابلیس است .
اگر انسان هر روز چند بار در محلى قرار بگیرد که نامش محل جنگ باشد، جنگ با هوس ها و شیطان ها و طاغوت ها، القاى این کلمه چه تاءثیرى در فرد و جامعه دارد؟
بگذریم که امروز به خاطر فرهنگ غلط، محراب ها را تزیین مى کنند وگل بوته هاى کاشى کارى ها، صحنه را درست به عکس کرده وبه جاى فرار شیطان جولانگاه او قرار داده است .
روزى پیامبر صلّى اللّه علیه و آله به فاطمه علیها السّلام فرمود:
این پرده را از جلو دید من بردار، زیرا گلِ روى این پارچه ، در حال نماز توجّه مرا از بین مى برد.
ولى ما امروز مبلغ سنگینى خرج مى کنیم تا محراب را با انواع کاشى تزیین کنیم . نمى دانم چرا به اسم شعائر مذهبى و هنر معمارى ، از متن اسلام دور مى شویم ؟ اسلام هر چه عمیق ولى بى آلایش معرفى شود جاذبه بیشترى خواهد داشت . ما با این همه تزیینات چند نفر را به مسجد جذب کرده ایم و اگر بودجه این تشریفات را صرف نیازهاى ضرورى جوانان کنیم چقدر جذب خواهیم کرد؟
نماز و توحید
((انّنى انا اللّه لااله الاّ انا فاعبدنى واقم الصلوه لذکرى ))(۴۲)
رابطه نماز و توحید بسیار نزدیک است ، توحید ما را به سوى نماز مى کشاند و نماز روح توحید ما را زنده مى کند. نماز با تکبیر آغاز مى شود و در هر رکعت بعد از پایان سوره ، قبل و بعد از رکوع و هر سجده و در پایان هر نماز، مستحب است اللّه اکبر بگوئیم . در ذکر رکوع و سجود، سبحان اللّه مى گوئیم و در رکعت سوم وچهارم ((لااله الا اللّه )) مى گوئیم که همه مایه صیقل دادن روح توحید و جلوه دادن روح ایمان است .
بریدن از نماز، زمینه گرایش به مفاسد
((فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوه واتّبعوا الشهوات ))(۴۳)
پس از انبیا گروهى جانشین آنها شدند که نماز را ضایع کردند و از شهوات پیروى نمودند.
این آیه ، ابتدا ضایع شدن نماز را مطرح کرده و سپس در دام شهوات قرار گرفتن را. چون نماز ریسمان ارتباط با خداست ، همین که پاره شد، افتادن در وادى تباهى حتمى است ، همچون گسستن بند تسبیح ، که همه دانه ها در اثر آن پخش و گم مى شوند.
جهاد تا شهادت براى حفظ نمازخانه دیگر ادیان
در آیه ۴۰ سوره حج مى خوانیم :
((ولولا دفع اللّه الناس بعضهم ببعض لهدّمت صوامع و بیع و صلوات و مساجد یذکر فیها اسم اللّه )) اگر مؤ منان دست به اسلحه نبرند و جلو مفسدین را با قدرت و جنگ نگیرند، تمام نمازخانه ها و عبادتگاه هاى یهودیان و مسیحیان و مسلمانان خراب مى شود.
صَوامع ، جمع صُومعه ، به مکان عبادت در بیرون شهر (دِیر) گفته مى شود که براى زُهّاد ساخته مى شد. بِیَع جمع بیعه ، محل عبادت نصارى است که همان کلیسا و کِنیسه است .
صلوات ، جمع صلوه ، محل عبادت یهودیان است که بعضى آن را معرّب ثلوثا در زبان عبرى دانسته اند و مسجد محل عبادت مسلمین است .
به هر حال باید به قیمت خون دادن ، از مکان نماز و عبادات حفاظت کرد.
طهارت و سلامت قلب
همان گونه که براى انجام نماز، طهارت ظاهرى ، در قالب وضو و غسل و تیمم ، شرط است ، قبول و پذیرفته شدن نماز نیز، به طهارت باطنى نیاز دارد.
بارها قرآن به پاکى دل اشاره کرده است . گاهى مى فرماید: تنها قلب سلیم به درگاه خداوند راه دارد. قلبى است که در آن شک و شرک وجود نداشته باشد.
به هر حال ، نماز نیز همانند قرآن کریم ظاهرى دارد و باطنى و آنچه ما انجام مى دهیم اگر درست باشد ظاهر نماز است که باید سکّوى پرواز به باطن آن باشد.
نمازى بر اساس معرفت و عشق .
نمازى برخاسته از اخلاص و محبّت .
نمازى با حال خشوع .
نمازى دور از غرور و عُجب و ریا.
نمازى سازنده و محرّک .
نمازى از قلبى بى هوى و بى مرض .
نمازى که پرتوى از آن را فهمیدیم و نوشتیم و گفتیم ، ولى لیاقت خواندن یک رکعت آن را نویسنده در تمام عمرش پیدا نکرده است .
نماز و صداقت
کسى که دیگرى را دوست دارد سخن گفتن با او را هم دوست دارد. آنها که با زبان ، مدّعى خداخواهى و خدادوستى اند، ولى علاقه اى به نماز ندارند در ادّعاى خود صداقت ندارند. نماز ملاک و میزان مقدار تعهّدى است که انسان در اظهارات خود دارد. به همین دلیل نماز منافق همچون سایر اعمالش همراه با صداقت نیست .
نماز و نیّت
علاوه بر حضور قلب و خشوع در نماز که سفارش اسلام و از علامات مؤ من است و اهمیّت آن تا آنجاست که اگر نمازى با توجّه خوانده نشود قبول نمى شود و از نماز همان مقدارى مورد قبول است که با حضور قلب باشد، ولى با این همه اسلام سفارش کرده که نماز با بهترین لباس از نظر پاکى و نو بودن ، همراه با عطر و وقار و آرامش انجام گیرد، تا جائى که بعضى به امام سجاد علیه السّلام که به سوى مسجد مى رفت ، گفتند: گویا منزل عروس مى روى ! امام فرمود: ملاقات با خالق زیبائى ها دارم .
به خصوص زنان خوب است به هر نحو خود را براى نماز بیارایند، به این معنا که زیورهایى گرچه ساده و اندک هنگام نماز با خود داشته باشند.
نماز، یک معامله پُر سود
خداوند مى فرماید: ((فاذکرونى اَذکرکم ))(۴۴) شما مرا یاد کنید من هم شما را یاد مى کنم .
یاد ما براى خدا سودى ندارد، ولى یاد او از ما، لطفش را نصیب ما مى فرماید، لغزش ما را مى بخشد، دعاى ما را مى پذیرد، مشکل ما را حل مى کند، لطف او براى ما بى نهایت ارزش دارد. پس در نماز که یاد خدا مى کنیم ، کالاى پرارزشى را گرفته ایم .
نماز و آرامش
تنها مشکلى که دنیاى علم وصنعت امروز آن را حل نکرده ، مشکل آرامش روحى است . هر روز آمار بیمارى هاى روانى ، و مصرف قرص ‍ اعصاب زیاد مى شود. هیچ چیز به انسان آرامش نمى دهد جز یاد خدا و ایمان و اُنس و عشق و توکّل به او.
آرى نماز یاد خداست و فقط با یاد خدا دل ها آرامش مى یابد.
افرادى را مى شناسیم که داراى قدرت ، مال و علم هستند، امّا آرامش لازم را ندارند. در مقابل ، افرادى تهیدست هستند که به خاطر ایمان به سرچشمه هستى داراى قلبى آرامند، دید و بینش و اعتقاد خاصّى دارند که حوادث تلخ و شیرین را مى پذیرند و براى آنها تحلیل منطقى دارند.
آرى با یاد خداوند دل ها آرام مى گیرد و بهترین یاد خدا همان نماز است ، کمبود امروز بشر علم و تخصصّ نیست ، بلکه دل آرام است . نه فرعون ها و ابرقدرت ها دل آرام دارند، نه قارون ها، و نه ابولهب ها، و نه منافقان چند چهره .
تنها رهبرى را که ما در زمان خودمان داراى دل آرام دیدیم ، حضرت امام خمینى قدّس سرّه بود که روز ۱۲ بهمن ۵۷ وقتى در هواپیما نشست تا به ایران بیاید، خبرنگار از او پرسید چه احساسى دارید؟ فرمود: هیچ .
با اینکه هنوز نظام شاهنشاهى سرِ پا بود و احتمال سرنگونى هواپیما داده مى شد.
در وصیّت نامه خود نیز نوشت من با قلبى آرام به سوى خدا مى روم . این دل آرام از زور و پول و مقام نیست ، از پیوند با خداست که بهترین نوع آن نماز است .
نماز، یعنى ایمان
بعد از حدود ۱۵ سال که مسلمانان به سوى بیت المقدّس نماز مى خواندند، وقتى به دلائلى قبله به سوى کعبه تغییر کرد، سؤ الى براى مسلمانان پیش آمد که نمازهاى قبلى ما چه حکمى دارد؟ این مسئله را از پیامبر پرسیدند.
آیه نازل شد که نمازهاى قبلى شما صحیح است و خداوند پاداش نمازهاى شما را ضایع نمى کند.
لکن آیه اى که نازل شد این بود: ((وماکان اللّه لیضیع ایمانکم ))(۴۵) خداوند ایمان شما را ضایع نمى کند. یعنى به جاى اینکه بگوید: نمازهایتان از بین نرفته و صحیح است ، مى فرماید: ایمانتان ضایع نشده ، که این تعبیر نشان دهنده آن است که نماز یعنى ایمان و ترک نماز یعنى ترک ایمان .
نماز و بزرگى خداوند
اوّلین کلمه واجب در نماز ((الله اکبر)) است و کسى که خداوند نزدش بزرگ شد، همه چیز را کوچک خواهد دید.
کسانى که سوار هواپیما مى شوند، همین طور که بالا مى روند خانه هاى بزرگ ومحلّه ها و شهرها نزد آنان کوچک مى شود و هر چه پرواز بالاتر باشد، زمین کوچک تر جلوه خواهد کرد.
کسى هم که خداوند نزد او بزرگ شود، دیگر طاغوت ها و قدرت ها و مال و مقام ها نزد او ارزش نخواهد داشت .
حضرت امیر علیه السّلام در بیان صفات متّقین مى فرماید:
((عظم الخالق فى اعینهم فصغر مادون ذلک فى انفسهم ))(۴۶)
چون خداوند در چشم مؤ منین بزرگ شد، غیر او هر چه و هرکس باشد کوچک جلوه خواهد کرد. اگر دنیا نزد ما کم ارزش شد وابستگى ما به آن کم مى شود و قهرا براى مال و مقام آن این همه جنایت و خلاف مرتکب نمى شویم .
از سخنان امام خمینى قدّس سرّه این بود که ((آمریکا هیچ غلطى نمى تواند بکند.)) این یک تهدید تو خالى و شعار نیست ، کسى که یک عمر باور داشته که خدا بزرگ است ، آمریکا نزدش کوچک جلوه مى کند و هر حادثه اى پیش او ساده است .
حضرت زینب کبرى علیها السّلام عصر عاشورا گفت : ((ربّنا تقبّل منّا هذا القلیل )) خداوندا! این اندک را از ما بپذیر.
حادثه کربلا و شهادت امام حسین علیه السّلام بسیار بزرگ بود، ولى کسى که خدا را بزرگ ببیند آن حادثه را هم کوچک مى بیند.
و در پاسخ حاکم ستمگر بنى امیّه که پرسید در کربلا چه دیدید؟ فرمود: ((ما راءیت الاّ جمیلا)) من جز زیبائى چیزى ندیدم .
آرى در دید عارفان ، تمام کارهاى خداوند حکیمانه وزیباست .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *